به نام خداوند جان و خرد
دماي فعلي مشهد
موسسه آموزشي فرهنگي رساي توس ورود شما را به اين سايت گرامي مي دارد
 

 

 

بخش اول

1-  العُلا = العُلي  / به كمالهي = بكمالهِ /  الدّجا = الدجي  / به جمالهي  = بجماله / خصالهي = خصاله / صلّو = صلّوا / آلهي = آلهِ

2-     كمال و جمال

3-  به واسطه كمال خود به مرتبه ي بلند رسيد و با جمال نوراني خود تاريكي را برطرف كرد . همه ي خوي ها و صفات او زيباست ، بر او و خاندانش درود بفرست .

4-     بيت در ستايش رسول اكرم (ص) است .

بخش دوم :

1-     نوع جمله هاي هر دو مصراع ، پرسشي انكاري است .

2-     « ديوار امت » اضافه تشبيهي است . امّت : مشبه / ديوار مشبهٌ به

3-     موج بحر كشتيبان نوح

4-     خطرها و دشواريها / رسول اكرم (ص)

5-     آرايه تلميح دارد ، زيرا واژگان موج بحر كشتيبان و نوع يا آور توفان نوع (ع) و نجات ياران وي مي باشد .

6-  اي پيامبر تو براي امت اسلامي همچون ديواري مستحكم هستي ، مسلمانان با داشتن پيامبري همچون تو غم و پريشاني ندارد همچنانكه سرنشينان كشتي نوح به خاطر اين كه نوح كشتيبان آنها بود از امواج سركش دريا بيم نداشتند .

مفهوم بيت : اي پيامبر مسلمانان با داشتن رهبري چون تو از گمراهي و نابودي بيمي ندارند .

بخش سوم :

1-  تو به ، بازگشت به سوي خدا / روي برگرداندن راضي به انجام كاري نبودن / زاري با گريه چيزي را طلب كردن

2-     دعا كردن ، خواستار برآورده شده حاجتي بودن

3-     جلّ و علا / تعالي / سبحانه و تعالي

4-     مرجع ضمير پروردگار يكتاي جهانيان است .

5-     خواندان اعراض

6-     اين بار با گريه و ناله و التماس همراه است .

7-     اي فرشتگان من از بنده ي خود شرم دارم و او جز من پناهي ندارد ، پس آمرزيدم او را

8-     دامنه لطف و كرم خداوندگار را ببين بنده گناه كرده است او اظهار شرمساري مي كند .

بخش چهارم :

1-     عاكفان كساني كه در مدتي معين در مسجد بمانند و به عبادت پردازند / سستي و كوتاهي در وظيفه و عمل

2-     وصف كنندگان ، ستايندگان / زيور ، زينت / حيرت و سرگرداني

3-     ماعبدناك خدايا ! تو را چنان كه شايسته است پرستش نكرديم .

ما عرفناك خدايا ! تو را چنان كه سزوار شناسايي بودي نشناختيم .

كاربرد اين عبارت آرايه « تضمين » ناميده مي شود .

4-     انسان قادر به درك عظمت و جلال حق و سپاسگزاري چنان كه شايسته اوست نمي باشد .

بخش پنجم :

1-     منظور پروردگار است .

2-     دلباخته ، دلداده / با واژه عاشقان در بيت دوم مترادف است .

3-  خداوند است ، زيرا در عالم ظاهر ، نشاني از ذات مقدس او يافت نمي شود و تنها از طريق آثار و آفريده هايش مي توان پي به وجود او برد .

4-     خود سعدي است .

5-     پرسشي انكاري است .

6-     قالب شعر ، قطعه است پايان مصراعهاي دوم هم قافيه اند / باز آواز

7-  اگر كسي وصف پروردگار مهربان را از من بخواهد ، پاسخي نخواهد شنيد زيرا من دلداده از خود بي خبر ، نمي تواند از آن بي نشان سخن بگويد .

همچنان كه از كشته صدايي شنيده نمي شود ، عاشقان صادق نيز از شدت شوريدگي و عشق قادر نيستند زيبايي هاي محبوب حقيقي را وصف كنند .

بخش ششم :

1-     جَيْبْ : گريبان ، يقه

2-     نگهداري دل تا ياد غير خدا به آن راه نيابد مواظبت از نفس سركش

3-     در حالت تفكر و تأمّل عارفانه ، قلب خود را از هر چه غير خداست حفظ كرده بود .

4-     اسرار و حقايق را به خاطر پاكي و روشني قلب دريافتن

5-     حال عارف به هنگام مكاشفه به كسي كه در دريا غرقه است تشبيه شده است .

6-     فرو رفتن در درياي ياد خدا ،

7-     خود را در برابر خداوند از ياد بردن

8-     منظور « گلزار معارف الهي » و حال خوش روحي است / اين دو واژه آرايه استعاره را پديد آورده اند .

9-     نقش مفعولي دارد .

10-از خود بي خود شدن

11-احساس لذت نزديكي به پروردگار

12-يكي از عارفان در حالت تفكر و تامل عارفانه بود و حضور قلب داشت ، او با غرقه شدن در ياد خدا ، با قلب روشن خود در حال كشف حقايق بود . هنگامي كه از اين حالت و عبادت بيرون آمد ، يكي از دوستان به او گفت ؟ از اين گلستان معارف الهي و اين حال خوش روحي براي ما چه آورده اي ؟ ما را هم با خبر كن . عارف گفت : در نظر داشتم كه اگر به اين حالت خوش معنوي رسيدم ، شما را هم از آن با خبر كنم . اما لذت احساس نزديكي با پروردگار چنان مرا مست كرد كه از خود بي خود شدم و خودم را هم از ياد بردم .

بخش هفتم :

1-     بلبل كه در سحر گاه مي خواند

2-     نماد كساني است كه مدعي دوستي با خداوند هستند اما در اين عشق صداقت ندارند .

نماد كساني است كه عشق و ايمان آن به خداوند خالصانه است و تظاهر به عشق نمي كنند .

3-     منظور كشته شدن اسب

4-     مرجع ، محبوب حقيقي يعني پروردگار است .

5-     قالب شعر « قطعه » است . آواز باز

6-  اي بلبل ! عشق حقيقي را از پروانه بياموز كه در اين راه جان داد و از آن سخني نگفت . آنان كه مدعي دوستي با خداوند هستند از حقيقت عشق بي خبرند زير عاشقان حقيقي پروانه مانند در راه محبوب جان مي دهند و در اين راه از خودنمايي و تظاهر دورند .

بخش هشتم :

1-     منظور از مجلس سخناني است كه در ستايش خداوند و رسول اكرم (ص) بر منبر ايراد مي شده است .

منظور از « مجلس تمام گشت » اين است كه مقدمه ي كتاب كه در ستايش پروردگار و رسول اوست در اين جا به پايان مي رسد .

2-     اول و آخر آرايه تضاد است .

3-     بنده هرگز قادر به درك عظمت پروردگار و توصيف ذرّه اي از آن عظمت نيست .

بخش نهم :

1-     اين بيت در توصيف رسول اكرم (ص) است و در آن به رويداد شب معراج اشاره شده است .

2-     « سدره المتهي » نام درختي است در آسمان هفتم ( در قرآن مجيد سوره النجم يادي از آن شده است )

3-     عمارت گنبدي شكل / ايواني كه در طبقه دوم ساخته مي شود ، سايبان پيشگاه خانه .

4-     پيرو و دنباله رو و مطيع كسي بودن .

5-  زيرا به عقل شخصيت داده شده است ، عمل دويدن را به عقل نسبت داده است . شرع را هم انساني تصور كرده است كه به پيامبر (ص) پناهنده گرديده است .

6-     به عقيده قدما. طاق نهم همان فلك الفلاك يعني آسمان نهم است كه بر افلاك ديگر برتري دارد .

7-     طاس كوچك (منگوله) آويزي زينتي از طلا ونقره در اينجا منظور اسب است .

سمند : اسب كهر ،  اسبي كه رنگ آن قهوه اي مايل به زردي است . طره : دسته موي ريخته بر پيشاني

8-     منظور از طره در اين مصراع رشته هاي سياه حاشيه ي پرچم است .

9-  ماه به طاسكي كوچك مانند شده است / شب در سياهي به رشته هاي حاشيه پرچم مانند گرديده است چرخ ( آسمان ) به خاك / عقل به طفل

10-رفيع ( بلندي ) به خاك پا ( پستي ) برزگ بودن به طفل راه بودن ( بزرگ كوچك )

11-آرايه تلميح ، در بيت هفتم شاعر به آيه اي اشاره مي كند كه خداوند به جان رسول گرامي سوگند خورده است در بيت هشتم هم چنين است .

12-آرايه « تشبيه » هم ديده مي شود . درخشندگي صورت مبارك پيامبر (ص) به ماه مانند شده است .

13-مراقب و محافظ نگهبان

14-« خرد » و « نام تو » نقش مفعولي دارند .

15- الف : اي پيامبر ! تو آن قدر مقام و منزلت داري كه در شب معراج از آسمان هفتم گذر كردي و در عمارت عرش بر بالاي درخت سدره المنتهي جاي گرفتي .

ب : اي پيامبر ! تو آن چنان بلند مقامي كه گوشه كلاه تو ، برتر و بالاتر از آسمان نهم است .

ج : عقل بشري ، پيرو و دنباله رو توست . زيرا تو صاحب برترين عقل ها هستي و دين و شريعت از وجود تو در امان مانده است .

د : در آن شب معراج ، ماه ، مهره ي گردن است تو و سياهي شب رشته هاي آويخته بر حاشيه پرچم تو بود . ( همه چيز به خاطر وجود مبارك تو آفريده شده است )

ه‍ : در آن شب ، جبريل فرشته وحي در آستان و در حضور تو بود و همه طبقات آسمان باراه تو گشته بود .

ز : آسمان با آن همه عظمت در نگاه تو و در برابر تو خوار و بي مقدار و انديشه هاي بزرگ در شناخت تو همانند طفل گمشده ، سرگردان و متحير بود .

ر : اين كه خداوند در قرآن به جان تو سوگند خورده است نشان برزگداشت و عظمت توست .

ن : خداوند عقل را به انسان هديه كرد تا حافظ جان او باشد هم چنين نام خود را در كنار نام تو آورد تا نامت به احترام و بزرگي برده شود .

بخش دهم :

1-     قرن ششم حكمت و اخلاق و وعظ

2-     تركيب بند مشهور وي در ستايش پيامبر (ص)

3-     از آغاز قرن چهارم تا دوره مشروطه

4-     دوره مشروطه تا امروز

5-     الف : نثر ساده ب: نثر مسجع و فني  ج: نثر مصنوع و متكلف

6-     نثر ساده : نثري است فاقد آرايه هاي لفظي و لغات و اصطلاحات پيچيده و دشوار آن را مرسل هم مي گويند .

نثر مسجع و فني : نثري است كه در آن انواع سجع ها ، تشبيها ، استعارات و توصيفات شاعرانه به صورت طبيعي و با رعايت اعتدال به كار رفته اند . مانند گلستان سعدي .

نثر مصنوع ، متلكف : نثري است كه در آن سجع هاي متوالي ، لغات و تركيبات و اصطلاحات دشوار به گونه اي افراطي و بيرون از حد اعتدال بكار رفته است . مانند تاريخ جهانگشاي جويني

7-  الف : ساده  ب: مصنوع و متكلف  ج: ساده (مرسل)  د: ساده ه‍ : مصنوع و متكلف  و: مسجع و فني  ز: مسجع

8-  دلاوري كردن / اثري است داستاني با زمينه قهرماني و با رنگ قومي و ملي كه در آن حوادثي بيرون از حد و عادت جريان دارد

9-     داستاني قهرماني ملي خرق عادت

10-حوادث ، انسان و موجواتي در حماسه ظاهر مي شوند كه ويژگيهاي آن ها با منطق عيني و تجربه علمي سازگاري ندارد . نظير سيمرغ ديو سپيد اسفنديار رويين تن

و من ا التوفيق : احمد اسفندياري

 

اين سايت احتياج به
Internet Explorer5.0+ , 800x600 Resolution
.دارد