در
يك پاياننامه كارشناسي ارشد فلسفه تعليم و تربيت دانشگاه
تربيت معلم، تاثير جهاني شدن بر تعليم و تربيت، بررسي
شده است.
به گزارش سرويس پاياننامه خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)،
مادح دستمرد در پايان نامه خود با عنوان «تاثير جهاني
شدن بر تعليم و تربيت» آورده است: اهداف غايي نهاد تعليم
و تربيت مشتمل بر جهتگيريهاي اساسي و بنيادي جامعه
در جهت رشد و تكامل آن است. اين اهداف از منابع خاصي
مشتق ميشوند كه آن منابع هم تحت تاثير و نفوذ فرايند
جهاني شدن نياز به بازتوليد دوباره معنايي دارند.
مهمترين منابع تعيين اهداف غايي تعليم و تربيت، فرد
و ويژگيهاي او، جامعه و ساختار آن، دانش و مفهوم آن،
نظام عقيدتي و ارزشي، لايههاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي
جامعه ميباشد كه همه اينها در بستر حركت به سوي همبستگي
بيشتر جهاني بر اثر جهاني شدن تغيير مييابند و امر
ضروري و مهم در اين ميان، بحث نظري راجع به اين موارد
و ارائه نظرياتي است كه راهنماي عمل كساني باشد كه در
پي هدف گزيني در اين حوزه ميباشند.
در حوزه اقتصاد تجارت مبتني بر وب و بحث در مورد نهادينه
كردن مصرفگرايي و شركتهاي اقتصادي چند مليتي و در
حوزه فرهنگ بحث چند فرهنگگرايي و پلوراليزم، در حوزه
سياست بحث فرسايش قدرت دولت ـ ملتها و از بين رفتن مرزهاي
جغرافيايي ـ سياسي كشورها و به چالش فراخوانده شدن احساسات
ناسيوناليستي و ديپلماسيهاي ملي، در حوزه جامعه مطرح
شدن بحث جامعه مدني و تربيت مدني با شدت بيشتر و رنگ
و لعاب ديگر، مطرح شدن جامعه اطلاعاتي و ويژگيهاي آن،
در حوزه بحث از فرد به چالش فراخوانده شدن جهانبيني
او در مورد جهان و همنوع خود و نياز به تقويت حس زيباييشناسي،
در حوزه دانش اضمحلال ديسيپلين و مطرح شدن رويكرد بين
رشتهاي و اهميت يافتن نقش(ICT) در آموزش نه صرفا به
عنوان وسيله بلكه به عنوان محتوا و تاكيد بر روي مفاهيمي
چون طبيعتپذيري، برآورده كردن متقابل نيازها، بهرهداشتن
از شعور عاطفي، صلح و تسامح و حقوق بشر و احترام به
آن از مهمترين حوزههاي نوين و مطرح شده در برخورد روند
جهاني شدن با جامعه انساني است كه همه اينها در هدف
گزيني در حوزه اهداف غايي موثر ميباشند و مستلزم توجه
همه جانبه هستند.
در ادامه اين پايان نامه كه در سال 1382 با راهنمايي
دكتر محمد عطاران تدوين شده ، آمده است: جهاني شدن روندي
است كه تدريجا در حال اتفاق افتادن است و راهكاري كه
ميتواند موجب دوام ما در چرخش گردونه جهاني شدن باشد
باز توليد معنايي در حوزههاي مختلف زندگي بشري است
از اقتصاد و سياست و فرهنگ گرفته تا تعريف دوباره از
انسان و ماهيت او و جامعه انساني.
تعليم و تربيت در اين گردونه به عنوان سفينه نجات جوامع
از اساسيترين و زيربناييترين نهادهاي اجتماعي است
كه نقش هدايتكننده و مدافع هويت و منابع انساني و فرهنگي
و ... را دارد. نقشه هدايت اين سفينه نجات توسط جهتگيريهاي
اساسي و بنيادياي است كه در قالب اهداف نظام تعليم
و تربيت مطرحند، با قبول اتفاق افتادن روند جهاني شدن
بايد در تلاش و تكاپوي فكري براي مطابق كردن آن جهتگيريهايي
بنيادي و اساسي نظام تعليم و تربيت با روند مذكور باشيم.
اين كار مستلزم آگاهي ازمنابع تعيين هدف و داشتن ديد
جامعالاطرافي از منابع تعيين اهداف كلي نظام تعليم
و تربيت و ميزان تاثيرپذيري فاكتورهاي اجتماعي از اين
روند ميباشد.
جهاني شدن به اين معنا نيست كه خرده فرهنگها يا فرهنگهاي
كمتر مطرح شده لزوما بايد از صحنه جهاني كنار زده شوند.
در واقع جهاني شدن جهان فعالانه عمل كردن براي به اثبات
رساندن بودن يك ملت است.
نكته مهم رويارويي واقعبينانه با آن است، زيرا در حال
حاضر، هر نوع بيتوجهي يا كمتوجهي به تحولات بسيار
سريع فنآوريهاي اطلاعات و بهرهنگرفتن از آنها خسارات
جبران ناپذيري را به دنبال ميآورد. بايد دريافت كه
ابعاد مختلف جهاني سازي چه ظهور و بروز يا مظاهري در
عالم واقع دارد و چه تغييرات يا چالشهايي با فرهنگ ما
خواهد داشت بازبيني و تعريف مجدد لايههاي اجتماع و
فرهنگ و اهداف كلي نظام تعليم و تربيت يك نوع كمربند
ايمني براي ورود به عرصه جهاني شدن است كه اين بازبيني
مستلزم بازنگري همه عناصر اجتماع است كه البته اهداف
تعليم و تربيت ميتواند مبدا و نقطه شروع خوبي براي
ايجاد تغيير باشد.
البته هدفگذاري و هدفگزيني در نظام تعليم و تربيت
در قالب اهداف غايي نه وظيفه معلم و نه وظيفه برنامهريزان
درسي و مديران نيست بلكه اين اهداف توسط سياست مداران
و ايدئولوگهاي جامعه با الهام از منطق حاكم بر جامعه
ميباشد.